|
گیر دادنی ها
|
||
|
جستاری در کمبودها |
رویکرد منطق گرا در منافع ملی

یکی از مشکلات بسیاری از کشورهای توسعه نیافته عدم لحاظ خرد در تصمیم گیری است.در چنین کشورهایی دولت ها برای ماندن بر اریکه قدرت از دادن وعده های غیر منطقی ابایی ندارند و به راحتی با سوزاندن فرصت ها میکوشند تا افکار عمومی را از خود راضی نگاه دارند.در چنین کشورهایی فقر مفرط توجه عامه مردم را از روشنفکران به عوام فریبان انتقال میدهد.کسانی که خود را نگران مردم نشان میدهند در حالیکه هیچیک از پیشنهاداتشان در راستای بهبود توده های مردم نیست.حال اگر چنین جوامعی دارای منابع گسترده ای نیز باشند معضل بسیار گسترده تر است.
به طور مثال کشور کوبا که تقریبا دارای هیچ منابع طبیعی نیست تلف کردن فرصت ها برایش چندان مطرح نخواهد بود.هدر دادن فرصت برای این کشور تنها در دو مورد تاسف برانگیز خواهد بود.اول نسلهایی که در حسرت رفاه میمیرند و دیگر آنکه هر چه کشوری دیرتر در گردونه رقابت قرار گیرد طبیعتا دشوارتر می تواند به پیشرفت های قابل ملاحضه دست یابد.
اما در مورد ایران تاسف زمانی فزونی میگیرد که علاوه بر دو مورد مذکور دو نکته دیگر نیز جای تاسف دارد.اول اینکه منابع نه فقط به صورت پیشنهادات غیر کارشناسی تلف میشود که در جهت افزایش بی دلیل توقعات مردمی صرف میشود.
در حالی که در تمامی کشورهایی که عزم راسخی در جهت توسعه دارند تلاشها در جهت کاهش تعهدات دولتی پیش میرود اما دولت های عوام فریب میکوشند با دادن وعده های رنگارنگ از اقبال عمومی بهرمند شوند.بنابراین نه فقط مسئولیت دولت ها کمتر نمیشوند که هر دولتی که در آینده می آید با انبوهی از وعده های دولت قبلی و انبوهی از کثری بودجه سرکار می آید.
اعتماد به بخش خصوصی از اینرو مورد تایید هر اقتصاددان لیبرالی است که نه فقط از تهدات دولتی میکاهد که شور مردم را در بدست گرفتن آینده خودشان بر می انگیزد ودر نتیجه با کوچک شدن حوزه های نظارتی زمینه فساد کاهش خواهد یافت اما در دولت های عوام فریب دولت به بخش خصوصی در هیچ حوزه ای اجازه حضور مستقل نخواهد داد در نتیجه مردم تمام آینده را در دولت می بینند و این تنها یک نتیجه دارد وآن اینکه هر که بهتر وعده دهد همان قدرت را بدست میگیرد.
برخورد با بانک پارسیان شرم آور بود.حتی اگر فسادی نیز در کار بود دولت در هیچ وضعیتی حق تهدید بخش خصوصی را نداشت آن هم در شرایطی که یکی از پیش شرط های توسعه جذب سرمایه گذاری است آن هم در بحبوحه بی اعتمادی ها جهت سرمایه گذاری.
در گزارش اخیر سازمان ملل رتبه ایران در جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی 133 از 140 بود.ایران در خاور میانه رتبه آخر را در جذب سرمایه گذاری را کسب کرد. در حالی که امارات با جذب 12 میلیارد در رتبه اول قرار گرفت و ترکیه با 9میلیارد در رتبه دوم قرار گرفت سهم ایران تنها 30 میلیون بود.
در حالی که وجود سرمایه گذاری و زیر ساخت های مناسب (قوانین ساده کسب وکار,حمل ونقل آسان و نیروی انسانی) پیش شرط های توسعه اند در چنین کشورهایی شعارهایی نظیر ظلم استعمارگران و توطئه واژگان مصطلح سیاستمداران است و حال آنکه قدری خرد گرایی می تواند گرانبها ترین راهکار توسعه باشد.اگر بخواهیم عاقلانه فکر کنیم مدتهاست که دوران امپریالیسم تمام شده و امروز راز توسعه در اعتماد به دیگران پرهیز از بدبینی بیمارگونه و البته خرد گرایی است.
2)آیا آمریکا کشوری مذهبی است؟ اصولا اگر بیننده صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران باشید تصور مثبتی مذهب از آمریکا ندارید. اما بیان چند نکته ما را وادار میکند تا بپذیریم چرا ,غربی ها آمریکا را اصولگراترین کشور غربی می دانند. 1) در اعلامیه استقلال آمریکا آمده است:ما ابن حقایق بدیهی را می دانیم که همه انسان ها برابر آفریده شده اند,که آفریدگار به آنها حقوقی مسلم و غیرقابل واگذاری اعطا کرده که از جمله آنها حق حیات,آزادی و طلب خوشبختی است که برای تامین این حقوق,در میان انسان ها حکومت هایی برپا شده است که قدرت و اختیار خود را از رضایت حکومت شوندگان کسب میکنند... 2) هر رئیس جمهوری از آغاز تاسیس تا امروز ,نطق خود را با نام خدا آغاز می کند. 3) در پشت اسکناس های آمریکا نوشته شده است ما به خدا ایمان داریم (IN GOD WE TRUST) . 4) هر جلسه کنگره با دعای یک کشیش آغاز میشود. 5) از هر 10 آمریکایی 6 نفر به کلیسا میروند.
3)آیا ماه به دلخواه خود در هر کشوری به صورتی ظاهر میشود؟ گویا دوم مهر در از اندونزی تا شمال آفریقا اولین روز رمضان است.در بخشهای سنی نشین عراق هم 2 مهر رمضان است اما شیعیان ایران وعراق معتقد به اول رمضان بودن 2 مهر نیستند.
4)آیا می دانید انجیل برنابا چیست؟ مطالب و پیام کتاب انجیل برنابا را میتوان به چندین بخش تقسیم کرد. ذیلاً شرحی خلاصه از مطالب آن ارائه میدهیم: فصلهای ۱-۹ ولادت عیسی؛ کودکی او و ”مباحثاتش“ با علمای دین در خصوص شریعت. فصلهای ۱۰-۴۷ عیسی کتاب انجیل را از خدا دریافت میکند. او رسالت خود را آغاز میکند و معجزات بهعمل میآورد. او موعظه کرده، میگوید: ”من مسیح موعود نیستم؛ مسیح موعود از نسل اسماعیل به دنیا خواهد آمد.“ فصلهای ۴۸-۹۸ سربازان رومی عیسی را همچون خدا پرستش میکنند اما او به ایشان میگوید که پسر خدا نیست. او آمده است تا ظهور محمد را بشارت دهد. فصلهای ۹۹-۱۲۶ جماعت گرد میآیند تا عیسی را پادشاه سازند، اما او سرزمین خود را به قصد دمشق ترک میکند و پس از آن، به شهرهای دیگر سفر میکند. فصلهای ۱۲۷-۱۵۳ عیسی شاگردانش را در خصوص توبه، روزه، دعا، ترس خدا و اخلاقیات والا تعلیم میدهد. فصلهای ۱۵۴-۱۹۱ عیسی در باره دنیای گناهکار، ماهیت گناه، احیا، آزادی، بهشت، و تقدیر ازلی تعلیم میدهد. همچنین اشاره شده که کاتبی ادعا میکند که کتابی مخفی از موسی دیده که اعلام میدارد که ”مسیح موعود از نسل اسماعیل خواهد بود، و نه از نسل اسحاق.“ فصلهای ۱۹۲-۲۲۲ عیسی ایلعازر را زنده میکند و مجازات اورشلیم را پیشگویی مینماید. یهودیان میکوشند او را سنگسار کنند اما او ناپدید میشود. یهودا به او خیانت میکند. عیسی به آسمان برده میشود و چهره یهودا طوری تغییر میکند که شبیه چهره عیسی بهنظر آید. یهودا بهاشتباه به جای عیسی مصلوب میشود. عیسی به یاران و به مادرش ظاهر میشود و به ایشان میگوید که مصلوب نشده بوده. او برنابا را مکلف میسازد که انجیل را بنویسد. او پس از آن به آسمان باز میگردد. پیام این انجیل مسلمانان ارزش بسیاری برای این انجیل قائلند زیرا تعالیمش بر علیه تعالیم عهدجدید است. ذیلاً به نکات اصلی این انجیل اشاره میکنیم، نکاتی که مؤید برخی از اعتقادات مسلمانان است، اما با تعالیم عهدجدید متناقض میباشد: • عیسی بنده خدا است و فقط پیامآور او است (برنابا، فصل ۵۵). او نه خدا است و نه پسر خدا، و نه نوعی خدا (برنابا، فصلهای ۵۵ و ۱۰۰). • عیسی ظهور مسیح موعود را که همانا محمد است پیشگویی میکند (برنابا، فصلهای ۴۲-۴۴). او منکر میشود که مسیح موعود است و این عنوان را به محمد نسبت میدهد. آن پسر ابراهیم که قربانی شد، اسماعیل بود و نه اسحاق (برنابا، فصل ۴۴). • عیسی پیش از مصلوب شدن، به آسمان عروج کرد، و طوری شد که یهودا شبیه عیسی بهنظر برسد (برنابا، فصل ۲۲۰). عیسی بر صلیب نمرد (برنابا، فصل ۲۱۵). کسی که بر صلیب مرد، یهودای اسخریوطی بود (برنابا، فصل ۲۱۶). حواریون عیسی جسد یهودا را دزدیدند و ادعا کردند که عیسی زنده شده است. بسیاری از حواریون، از جمله پولس، این فریب را تعلیم دادهاند. پیشینه کتاب نخستین باری که وجود چنین انجیلی مطرح شد، بهواسطه کار جرج سِیل بود که در مقدمه ترجمه خود از قرآن به سال ۱۷۳۴ به آن اشاره کرد. سیل در مقدمه خود به ترجمه اسپانیایی این کتاب، نوشته شخصی بهنام مصطفی اهل آراندا اشاره میکند که ادعا کرده بود که آن را از ایتالیایی ترجمه کردهاست. ادعا شده بود که راهبی ایتالیایی بهنام برادر مارینو آن را از کتابخانه پاپ سیکستوس پنجم (۱۵۸۵-۱۵۹۰)، هنگامی که وی در کتابخانهاش خواب بود، دزدیده و پس از خواندن آن، مسلمان شده است. این ترجمه بهنحوی از میان رفت، اما بخشهایی از متن اسپانیایی آن هنوز موجود است. ترجمه ایتالیایی آن به هلند راه یافت و در سال ۱۷۰۹ جزو اموال جـِی. اف. کرامر یافت شد که یکی از فرستادگان پادشاه پروس (آلمان) بود. او در سال ۱۷۱۳ آن را به شاهزاده اوژن اهل ساووآ داد و در طول سالها دست به دست گشت تا اینکه در سال ۱۷۳۸ به وین رسید و در کتابخانه سلطنتی قرار داده شد و هنوز نیز در آنجا است. لانْسدِیل و لورا راگ آن را به انگلیسی ترجمه کردند و به سال ۱۹۰۷ آن را با ۷۰ صفحه مقدمه به چاپ رساندند؛ در این مقدمه، دلایلی قانعکننده ارائه شده بود تا شرح دهد که چرا محققان مختلف آن را انجیلی جعلی میدانند و اینکه در قرون وسطی نوشته شده است. در سال ۱۹۰۸، ترجمه عربی آن با مقدمهای جدید در قاهره انتشار یافت و در سال ۱۹۱۶، دو ویرایش آن بهزبان اردو منتشر شد که مبتنی بر ترجمه عربی بودند. بین سالهای ۱۹۶۰ و ۱۹۸۰ ترجمههای این انجیل به بسیاری از زبانهای کشورهای اسلامی منتشر شد. ترجمه انگلیسی آن که توسط لانسدیل و لورا راگ انجام شده بود در سال ۱۹۷۳ مجدداً در پاکستان چاپ شد و جراید اردو و انگلیسی آن را بهعنوان انجیل واقعی عیسی معرفی کردند. جالب اینجا است که هیچیک از این تجدید چاپها حاوی آن ۷۰ صفحه مقدمه لانسدیل و لورا راگ نیستند، مقدمهای که شواهدی ارائه میداد دال بر اینکه این کتاب، اثری جعلی متعلق به قرون وسطی است. ترجمه انگلیسی این کتاب اکنون در بریتانیا و آمریکا از سوی چندین انتشارات اسلامی چاپ شده، اما هیچیک اشارهای به ناشران قبلی یا به مترجمان اولیه انگلیسی، یعنی لانسدیل و لورا راگ نمیکنند.
5)فهرست منابع: 1) سایت روز,مصاحبه اکبر گنجی با رابرت بلا 2)عصر روشنگری,جان ام دال,انتشارات ققنوس 3)لیبرالیسم ومفهوم آن,جان شاپیرو,انتشارات مرکز 4)سایت farsicrc
|
|