تبليغاتX
گیر دادنی ها
 
گیر دادنی ها
 
 
جستاری در کمبودها
 

 

یکبار دیگر باید سال نو رو به همه شما دوستان تبریک میگم .نمی دونم ایام عیدو چه طور گذروندید ولی خودم با اینکه حسابی استراحت کردم و سعی کردم از اوقاتم بهترین استفاده رو کنم ولی خوب من همیشه احساس میکنم شاید میشد کارهای بیشتر و بهتری هم انجام داد.تو ایام تعطیلات تا جایی که در توان داشتم فیلم دیدم والبته سراغ 2 تا کتاب هم رفتم.

نکته ای که خیلی امسال نظرم رو جلب کرد 2 تا فیلمی بود که تلویزیون پخش کرد و امیدوارم دیده باشیدشون.یکی «سوفی شل,آخرین روزها» و دیگری «وقتی آسمان فرو می ریزد».

نکته ای که در حقیقت خیلی برام جالب بود ویژگی این دو شخصیت بویژه اولی بود.

سوفی شل ماجرای تعدادی جوان دانشجو بود که در اوج فعالیت ماشین تبلیغاتی نازی ها و شعار های نژاد پرستانه آنها کوشید چشم جوانان رو به حقیقت باز کنند.این جوانان با تشکیل گروه رزهای سفید سعی کردند با انتشار اعلامیه ها ونیز ثبت شعار بر دیوارهای شهر مردم رو از پوچی عقاید نازی ها آگاه کنند و در عین حال چشم آنها رو به تلفات بی فایده آلمان در جبهه های شرقی باز کنند.

سوفی و برادر او هانس به همراه جوان دیگری که به نام کریستوف پروبست در 18 فوریه دستگیر و طی محاکمه ای فرمایشی در 21 فوریه به اعدام محکوم میشوند.حکم اعدام آنها به دلیل نزدیک بودن زمان آن به روزهای پایانی حکومت هیتلر و کمبود مهمات توسط گیوتین در ساعت 5 بعد از ظهر 22 فوریه تنها 4 روز پس از دستگیری آنها صورت میگیرد.

وقتی سوفی را برای اعدام میبردند وی در آخرین جمله زندگی اش این چنین گفت«آفتاب هنوز می تابد»

بیانیه های این گروه بعدها از اسکاندیناوی به انگلستان برده شد و از طریق هواپیماهای متفقین ملیونها نسخه از آن در سراسر آلمان بویژه مونیخ و برلین ریخته شد.sophi &hans scholl &Christoph Probst

ویژگی اساسی آنها این بود که نمیخواستند وجدان مرده ملتی در خواب باشند وپایبندی آنها بر عملکرد مبتنی بر وجدان در نهایت به قیمت جان آنها تمام شد.سوفی هنگام مرگ 21 سال داشت.در سال 2006 در نظر سنجی شبکه ZDF آلمان سوفی و برادرش هانس شل به عنوان چهارمین آلمانی برتر تمام دورانها لقب گرفتند.Grave of Hans Scholl, Sophie Scholl, and Christoph Probst, in the Ostfriedhof, next to the Stadelheim prison in Munich.مزار سوفی و هانس شل و کریستوف پربست در کنار زندان  Stadelheim ـمونیخ

اگر میخواهید در مورد این فرد بیشتر بدانید و نیز نظر یک روانشناس بزرگ کودکان در مورد او اینجا کلیک کنید.

  

فیلم دوم به شخصیت روزنامه نگاری به نام ورونیکا گورین پرداخته بود.البته 3 سال بعد از«وقتی آسمان فرو می ریزد» فیلم دیگری در مورد این شخصیت اینبار در آمریکا ساخته میشود به نام «ورونیکا گورین» با بازی کیت بلانشت که به نظر من جذاب تر بود.ورونیکا روز نامه نگاری است که به دنبال گسترش مصرف مواد مخدر توسط نوجوانان در دوبلین به جستجوی سران مافیای مواد مخدر میپردازد و با انتشار مقالات مختلف سعی در افشای هویت آنان دارد تا درنهایت به دنبال دست یافتن به اطلاعاتی ارزشمند در اینباره توسط همین سران مافیای مواد مخدر در سال 1995 کشته میشود.به دنبال مرگ وی و افشای حقایق بسیاری از سران مافیا دستگیر میشوند اگرچه عده ای طی سالهای بعد و به دنبال فروکش کردن خشم عمومی مردم در دادگاه ها از اتهاماتی نظیر دست داشتن در قتل ورونیکا به دلیل کمبود مدارک تبرئه میشوند.

 

این روزها علاوه بر دیدن فیلم به مطالعه در مورد منتسکیو مطالعه کردم.وی یکی از بزرگترین اندیشمندان علوم سیاسی است که همه او را به نظریه سترگ او به نام اصل تفکیک قوا  میشناسند.تصمیم گرفتم ماحصل دانسته هایم در مورد این اندیشمند بزرگ را طی مقاله ای  در پست بعدی وبلاگم قرار دهم.لیکن اینجا به ذکر شرح حالی کوتاه از او می پردازم  هم برای مقدمه و هم برای آشنایی بیشتر شما دوستان گرامی با این شخصیت برجسته عرصه تفکر سیاسی.      

شارل لوتی دوسکوندا،بارون دومنتسکیو(1755_1689) یکی از بزرگان بی چون و چرای اندیشه سیاسی است.وی از خانواده اشرافی در فرانسه متولد شد و در جوانی در رشته حقوق تحصیل کرد و در پارلمان(دادگاه) بردو مشغول به کار شد.وی در این هنگام اقدام به انتشار کتاب «نامه های ایرانی» کرد.مضمون این کتاب بدین شرح است که چند ایرانی که از فرانسه دیدن میکنند،طی ارسال نامه هایی وضع عجیب آداب و رسوم فرانسه را برای دوستانشان تشریح میکنند.چهارچوب این کتاب به منتسکیو این فرصت را داد تا کلیسا،دولت ،پادشاه و همه مقامات و موسسات مهم کشوری را به باد انتقاد بگیرد.بدین ترتیب او به دنبال فرصت های بیشتر راهی پاریس شد و به رغم پیشینه منفی که با این کتاب برای خود در ذهن بسیاری از افراد سرشناس علمی و سیاسی ایجاد کرده بود به عضویت آکادمی درآید.اما وی مدت کوتاهی بیشتر در پاریس اقامت نکرد و راهی سفر به کشورهای دیگر اروپا شد سفری که نقش بزرگی در خلق شاهکار بزرگ وی به نام «روح القوانین» داشت.وی از اتریش،مجارستان،ونیز ،رم(که در آنجا مورد استقبال گرم پاپ قرار گرفت)،سوئیس،آلمان،هلند و سرانجام انگلستان بازدید کرد و علی رغم آنکه خصوصیات انگلیسی ها برای او چندان جذاب نبود لیکن میزان آزادی والای آنان را ستود.

وی در بازگشت به ندرت در پاریس اقامت نموده و بیشتر در ملک ییلاقی خانوادگی سکونت یافت.وی در 1734 «تفکراتی درباره علل عظمت و انحطاط رومیان»را نوشت و 14 سال بعد در سال 1748 کتاب «روح القوانین» را منتشر ساخت.وی مدتی بعد دچار ضعف بینایی شد و در 1755 بدرود حیات گفت.

  

ادامه مقاله در پست بعدی.                                                                                          

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/12ساعت 12:0 PM  توسط گیر دهنده  | 
 
  بالا