|
گیر دادنی ها
|
||
|
جستاری در کمبودها |
جنگ جهانی دوم به انتها نرسیده که شمال و جنوب ایران از دست رفت
امتیاز نفت جنوب را انگلیس برد و امتیاز نفت شمال را شوروی مدعی شد.بحران آذربایچان پیش آمد{ یا واضح بگویم شوروی به آن دامن زد } و این بهانه ای شد برای افریت سیبیلو استالین که ارتش خلق را راهی بلاد ایرانی کند.
ارتش سرخ تا آذربایجان پیش آمده بود.وصیت پتر را نوادگان خلق گرای او به نحو احسن به جای میآوردند.حکومت ایران مانده بود انگشت به دهان که چگونه خاک از دست رفته را بازپس بگیرد.قوام به شوروی قول داد تا وزرایی توده ای در دولت خود قرار دهد.امتیاز نفت شمال را به شوروی دهد.به شرط آنکه با عقب نشینی آنها از مرزهای شمالی توام شود.قوام وزرا را منصوب کرد.عقب نشینی انجام شد و شورشیان فدایی خلق آذربایجانی را سرکوب کرد و امتیاز نفت را هم نداد چون پیش از اجرا قوام استعفا داده بود.
استالین ماند و سر کلاه رفته اش.
خدا رحمت کند قوام را!
نیروگاه بوشهر یک دهه و چند سالی است که در اسارت روسها است.نه میسازند و نه اعتراف به بی میلی در اتمام رساندن آن دارند.هم از ایران باج میگیرند و هم از آمریکا.هر کدام از طرفین که بیشتر امتیاز میدهد میشود یار روسها و همینکه طرف مقابل جبران میکند ناگهان روسها میشوند طرفدار طرف مقابل.
هم امتیاز پشتیبانی آمریکا در WTO را به ازای وتو نکردن مصوبه ضد ایرانی میگیرند و هم ایران را از بازار گاز پر رونق اروپا و دعاوی حقوقی مربوط به خزر بر حذر میدارند تا مبادا حمایت خود را از ایران قطع کنند این میان ایران و آمریکا شدند گاوهای شیر ده.اما این گاو کجا و آن گاو کجا.
هر روز در اخبار از رنج مسلمانان در فلسطین اشک میریزیم.برادران و خواهران مسلمانمان در فلسطین پر پر شدند و ما فریاد وای بر اسرائیل سر میدهیم.(چقدر نوستالژیک)اما برادران و خواهران مسلمانان ما روزی ده بار در چچن مثله میشوند و کُکمان هم نمیگزد.ظلم به مسلمانان گویا فقط در اسرائیل است و نتها قاتل مسلمانان یهودیند.
|
|