تبليغاتX
گیر دادنی ها
 
گیر دادنی ها
 
 
جستاری در کمبودها
 

از دیر باز یکی از دغدغه های حکومت های ایدئولوژیک تبیین الگوهایی کلی برای شهروندان بود که به خوبی آرمان جمعی آن جامعه را تبیین کند.به عبارت دیگر تلاش برای یکرنگ سازی جوامع و خلق الگوی یکپارچه جزئی از جریان بود که از دیدگاه این رهبران به جامعه الگو می بخشید.شاید در این زمینه ذکر 3 مثال به خوبی نمای کلی بحث را مشخص کند.

1)در آلمان نازی مردی به سمت وزرات فرهنگ و ارشاد ملی و پروپاگاندا میرسد به نام یوزف گوبلز.وی از هواداران سر سخت نازی بود و در سخت ترین شرایط جنگ نیز به لطف تبلیغات وسیع رسانه ای میکوشید تا شوندگان و بینندگان رسانه ها را متقاعد کند که آلمان علی رغم پذیرش شکستهای مکرر در جنگ دو جبهه شرق و غرب پیروز نهایی جنگ است.

یکی از کوشش های وی بسیج افکار عمومی به همراهی با افکار هیتلر و تحقق آرمانی بود که آدولف هیتلر در کتاب نبرد من خود آن را به عنوان حکومت موعود وعده داده بود.با به قدرت رسیدن حزب سوسیال ناسیونالیست نازی در آلمان وی با بدست گرقتن عنان قدرت کوشید تا ضمن حذف هر صدای مخالفی کوشش تمام عیاری را از طریق بمباران تبلیغاتی در پیش گیرد تا مردم را با هیتلر همگام کند.در همین راستا برنامه ای از تلویزیون نازی پخش میشد که در آن تصویری آرمانی از یک خانواده نمونه آلمانی را به تصویر میکشید.

پدر خسته از کار روزانه دیر وقت به خانه برمیگردد و همسرش در خانه منتظر اوست و در بازگشت پدر به خانه از او استقبال گرمی میکند و قهوه و شام برای او آماده میکند.پدر پس از سلام واحوالپرسی با همسرش به اتاق خواب فرزندان میرود و 2 پسر و تنها دخترش را می بوسد.سپس سر میز شام به دقت به برنامه رادیوی آلمان گوش کرده  وروزنامه حزب نازی را بدقت مطالعه میکند.این برنامه در حقیقت عین تصویر هیتلر از جامعه ای آرمانی بود که مردان در آن کار میکنند وزنان در خانه فرزند می آورند و به امور خانه میرسند.(برنامه نگاهی به تاریخ قرن بیستم که از شبکه خبر پخش میشد 2 بار این فیلم را به صورت تکه ای پخش کرده است.)

2)شور انقلابی کمونیسم بعد از جنگ جهانی دوم به سرعت در چین بالا گرفت و مائو تسه دونگ قدرت را بدست گرفت.حکومت کمونیستی چین به لطف رهبر خود میرفت تا بزرگترین حکومت مبتنی بر کمونیسم کشاورزی را در جهان علم کند.وی در سال 1957 جنبش صدگل را به راه انداخت و توانست اکثریت روشنفکران مخالف خود را سرکوب کند.اما در واقع شاهکار واقعی وی دو جنبشی بود که طی سال های بعد براه می انداخت.اولی جنبش جهش بزرگ به سمت جلو بود که طی آن 38 میلیون نفر طی قحطی از بین رفتند ودیگری انقلاب فرهنگی که تقریبا هر شمای از مخالفت سرکوب میشد.

در این دوره بیش از هر چیز مردم برای پرهیز از سرکوب شدن به تزویر روی آوردند.(در فیلم ویولن سرخ به زیبایی میتوانید تصویری از دوران را مشاهده کنید.)

در این دوره مردم میکوشیدند تا در خانه خود تصاویر مائو را آویزان کنند.لباس متحد الشکل کارگری و بازوبندهای سرخ و کلاه مائو جزئی از پوشش مردم شده بود.این الگویی بود برای هرکسی که میخواست از شر تفتیش عقاید کمونیستی در امان بماند و یا هرکه میخواست راه ترقی را با دست یافتن به شغلی دولتی یک شبه طی

 

 کند.

 

3)در ایران دوره رضا خان برای متحد الشکل کردن و مدرنیته به سرعت کلاه پهلوی در میان مردان ایرانی اجرا و از سوی دیگر برنامه کشف حجاب اجرا شد.فاتحان جنگ جهانی رضاخان را از کشور بیرون کردند و برنامه های به اصطلاح مدرنسازی به فراموشی سپرده شد.

مارکس میگفت تاریخ دوبار تکرار میشود یکبار به صورت تراژدی و بار دوم به صورت طنز و ایران مصداق واقعی این جمله است.تجربه تمام دولت هایی که کوشیدند تا با الگوی واحد به جامعه ایده آل خود هویت بخشند عقیم ماند.یوزف گوبلز با فتح برلین خودکشی کرد و سربازان روسی جسد نیم سوز وی را از زیر خاک بیرون کشیدند.

 

 

با مرگ مائو گارد سرخی که مائو به راه انداخت توسط ارتش سرخ چین به شدت سرکوب و همسر مائو و بسیاری از دست اندر کاران انقلاب فرهنگی محاکمه و اعدام شدند.

رضاخان هم در تبعید مرد و کار او مستمسکی شد تا تحجر توجیهی برای خود بیابد.عقده فرو خفته از تحقیر هویت را در دوران کشف حجاب با تندروی سادیستی در ابتدای انقلاب جواب دادند.تب تند انقلابی با شروع جنگ و رویارویی عینی با واقعیات تاریخی رنگ واقعیت به خود گرفت و تندروی جای خود را به واقع گرایی داد.با رویکار آمدن هاشمی و سپس خاتمی رویکردها به شدت تعدیل شد و هویت سازی از فرم اجباری خود توسط قوای قهریه به فرم رویکرد تبلیغی و به اصطلاحی فرهنگی درآمد.(مدتها است که رسانه ملی در سریالهای خود میکوشد تا دختری آرمانی را به جامعه معرفی کند.دختری که چادری است,دانشگاه میرودوعاشق خانواده است.مرتب نماز میخواند و در ساعات فراغت به خانواده کمک میکند و وقتی خواستگاری میآید میگوید ابتدا با پدرم صحبت کنید. با پسری صحبت نمیکند و اگر هم کند تمام مدت چشمش به زمین است و ... .)

روی کار آمدن بنیادگرایان تحت نام هایی همچون آبادگران و اصولگرایان و غیره به تدریج رویکرد دوباره به نگاه وهویت انقلابی را زنده کرد.همان جستجوی هویت و هویت بخشی با این تفاوت که شکل آن تا حد زیادی هنوز نیز با فرم انقلابی فاصله دارد.

نمایشگاه جلوه های حجاب و زنان سرزمین من نیز 2سالی است که برگزار میشود و در آن شما میتوانید زشت ترین لباس هایی را که تا کنون میتوانستید تصور کنید ببینید.از سوی دیگر به اصطلاح طرح ایجاد امنیت اجتماعی نیز چند صباحی اجرا میشود تا گفته مارکس در مورد تکرار تاریخ به عینه تکرار شود.

هرچه باشد یک چیز مشخص است و آن طرح الگو سازی از سوی هر دولت و حکومتی برای جامعه اگر با واقعیات عینی مردم همساز نباشد طرحی شکست خورده است و کسی که باید این واقعیت را تشخیصص دهد قطعا کسی جز مردم نیستند ونه دولت.در هرکشوری که تصور تغییر اوضاع به دست دولت ونه مردم غالب شود و مردم رویکردی خداگونه به مقامت دولتی داشته باشند زمینه های قدرتگیری چنین تفکراتی ایجاد میشود.یکی از مزایای رویکرد نگاه لیبرال را میتوان پرهیز از دخالت دولت در امور فردی و احترام به فردگرایی دانست.تلاش روشنفکران اروپایی از دیر باز به تبیین فردگرایی و احترام به حقوق شخصی افراد به خوبی درک آنان را از خطرات جمع گرایی را متذکر میشود. ازاینرو است که هیچگاه دولتهای لیبرال اسیر دام الگو و هویت بخشی به جامعه نبوند ودر حالی که مارکس انگلستان را مناسبترین مکان تحقق انقلاب سوسیالیستی میداند این پیش بینی تحقق نمی یابد.
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/19ساعت 5:17 PM  توسط گیر دهنده  | 
 
  بالا