تبليغاتX
گیر دادنی ها
 
گیر دادنی ها
 
 
جستاری در کمبودها
 

قیصر امین پور رفت آرام و ناگهان.شاعری که به حق حوزه ادب فارسی پس از انقلاب باید به او مباهات کند.مردی که قلمش در ابتدای انقلاب طوفان آرمان گرایی بود و پس از سه دهه دریای واقع گرایی.

 سراپا اگر زرد و پژمرده ايم/ ولي دل به پاييز نسپرده ايم
چو گلدان خالي، لب پنجره/پر از خاطرات ترك خورده ايم
اگر داغ دل بود، ما ديده ايم/اگر خون دل بود، ما خورده ايم
اگر دل دليل است، آورده ايم/اگر داغ شرط است، ما برده ايم
اگر دشنه دشمنان، گردنيم!/اگر خنجر دوستان، گرده ايم
گواهي بخواهيد، اينك گواه/همين زخمهايي كه نشمرده ايم
دلي سربلند و سري سر به زير/از اين دست، عمري به سر برده ايم

و این هم چند شعر از وی برای وداعی محزون با او

شعر دروغ

ما که اینهمه برای عشق

آه و ناله دروغ میکنیم

راستی چرا

در رثای بی شمار عاشقان

که بی دریغ

خون خویش را نثار میکنند

از نثار یک دریغ هم دریغ میکنیم؟

 

با این همه

اما

با این همه

تقصیر من نبود

که با این همه...

با این همه امید قبولی

در امتحان ساده تو رد شدم

اصلا نه تو,نه من!

تقصیر هیچ کس نیست

از خوبی تو بود

که من

بد شدم.

 

روز مبادا

وقتی تو نیستی

نه هست ها چونان که بایدند

نه باید ها...

مثل همیشه آخر حرفم

و حرف آخرم را

با بغض میخورم

عمری است

لبخند های لاغر خود را

در دل ذخیره میکنم

باشد برای روز مبادا!

اما در صفحه های تقویم

روزی به نام روز مبادا نیست

آن روز هرچه باشد

روزی شبیه دیروز

روزی شبیه فردا

روزی درست مثل همین روزهای ماست

اما کسی چه میداند؟

شاید

امروز روز مبادا باشد!

وقتی تو نیستی

نه هست ها چونان که بایدند

نه باید ها...

هر روز بی تو

روز مباداست!

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/30ساعت 1:16 AM  توسط گیر دهنده  | 
 
  بالا