|
گیر دادنی ها
|
||
|
جستاری در کمبودها |
اول از همه سال نو رو تبریک میگم.امیدوارم در سال جدید همه سلامت باشید.
باید اعتراف کنم که مدتیه اصلا حال وبلاگ نویسی ندارم.کم کم دارم حس میکنم چیز بیخودیه!البته خیلی متاسفم که بعد یک سال نیم تازه به اینجا رسیدم.
میخواستم قسمت دوم مقالمو که اختصاص به انتخابات داشت بنویسم ولی بازم فکر کردم نوشتن اینکه تو ایران حزب به معنای واقعی وجود نداره و همین احزابی هم که وجود دارن به جای اینکه برایند افکار و عقاید باشند تابع شخصیت موسسان آنهاست بسیار تکراریه.بنابراین خیلی ساده از نوشتن قسمت دوم صرف نظر کردم اگرچه هنوز معتقدم به جای اینکه اعتبار افراد از احزاب باشه در ایران متاسفانه اعتبار احزاب از افراده.مثل اعتماد ملی و رایحه خوش خدمت و ...
ضمن اینکه واقعا هنوز نتونستم متوجه بشم که تفاوت دو حزب آبادگران و ایثارگران در چیست یا کروبی چه حرف تازه ای برای گفتن داشت که به دنبال تاسیس حزبی متفاوت از مشارکت رفت.
نکته جالب این انتخابات به نظرم کروبی بود.اول اینکه یک چیز واضح بود و اونم اینکه کسی که به دنبال اصلاح طلبی باشه قطعا هیچ وقت شعارهای کروبی جذبش نمیکرد(با اون همه تعریفی که هر روز از رد صلاحیت ها میکرد و تخریب هر دستاورد اصلاح طلبی)ایشان در تمام طول انتخابات توانست همپای خانم رجبی,سیمای ملی و شریعتمداری اصلاحات رو تخریب کند آن هم بدون حتی یک شعار تازه.
پاسخ تمام این اشتباهات نیز به وضوح از شکست منتجب نیا و فاطمه کروبی(دو سر لیست اعتماد ملی)در راه یابی به مجلس متبلور شد.بدیهی است که فردی که از مرام اصلاح طلبی حمایت میکند هیچگاه از تخریب های مداوم هم کیشان سابق توسط نیروی خودی به راحتی گذشت نخواهد کرد آن هم در شرایطی که در این فقدان مبرم رسانه ای و نیاز مبرم اصلاح طلبان در کسب اعتماد مجدد مردم حرف های این شیخ پیر هر روز مثل خنجری زخم کهنه اصلاحات رو ریش ریش میکرد.در حالی که اتحاد در روز های بحرانی بیانگر انسجام یک گروه در برابر مشکلات است.
البته نتایج این انتخابات حسی را در من ایجاد میکند که اعتراف کنم مردم تا حد زیادی اعتماد خود رو به اصلاح طلبان از دست داده اند.یا به بیان بهتر ترجیح میدهند مدتی اصلاح طلبان در اقلیت مطلق بسر برند.
البته میزان مشارکت هم نمیتواند معیار مشخصی برای ارائه یک تحلیل سیاسی از اوضاع کنونی افکار مردم باشد چراکه نمیتوان انکار کرد بخشی از رای دهندگان تنها از اینرو به پای صندوق های رای رفتند که مهری در شناسنامه داشته باشند تا در مواردی همچون استخدام در مشاغل دولتی(که در ایران بسیار هم محبوبیت دارد به خاطر مزایایی همچون بیمه ,استخدام مادام العمر و ...)دچار مشکل نشوند.
3 مورد بود که دوست داشتم در موردشون بنویسم که متاسفانه به سال بعد موکول میشه:
1)دوست عزیزی در یکی از کامنت ها ازمن خواستند درباره نظام سیاسی انگلستان مطلب بنویسم
2)نظریه انقلابی گری مداوم که دوست فهیمم در وبلاگ سیاست عقلانی در مورد آن نوشتند و از من خواستند که نظر بدم که به تفضیل محتاج پاسخ است
3)تصویب قانون منع حمل اسلحه در واشتگتن دی سی.
زنگ تفریح:
با مراجعه به لینک زیر قیمت وبلاگ خود را تعیین کنید.
|
|