تبليغاتX
گیر دادنی ها
 
گیر دادنی ها
 
 
جستاری در کمبودها
 

«کلمه های بسیاری بود که آدم دیگر طاقت شنیدشان را نداشت و سرانجام فقط اسم جاها آبرویی داشتند...کلمات مجرد،مانند افتخار،شرف،شهامت و یا مقدس در کنار نامهای دهکده ها و شماره جاده ها و تاریخ ها پوچ و بی آبرو شده بودند...»   

                                                              ارنست همینگوی-وداع با اسلحه

بعضی از واژه ها قداست معنایی دارند,یعنی گستره معنایی عظیمی را در خود دارند لیکن تکرار مکرر آن سخت از ارزش بار معنایی آن کاسته است.انتقاد و لزوم نقد پذیری یکی از ده ها کلمه ای از این دست است که مدت هاست بازیچه زبان ماشده تا اعتقاد عملی ما.

1)آخرین جلسه کلاس یکی از اساتید بود که استاد ابتدا نام یکایک افراد حاضر در کلاس رو پرسید و سپس از ما خواست تا بر تکه کاغذی انتقادی که در مورد شیوه برگزاری کلاس وی داشیم را مطرح کنیم اما هیچ کس حتی زحمت جستجو برای کاغذ را به خود نداد تا چه برسد به نوشتن نقدی از کلاس.

۲)برنامه ای است که مدتی است از شبکه 1 سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش میشود به نام چراغ خاموش.در یکی از قسمتها از استاندار گیلان دعوت شد تا پاسخگوی نواقص و طرحهای ناتمامی باشد که در گیلان وجود داشت.طرحهایی مثل تهاجم به حریم مرداب انزلی,روگذر خیابان جانبازان رشت,مسیر انحرافی بسیار خطرناک و فاقد علامت های راهنمایی کافی رانندگان در اتوبان رشت-قزوین،طرح پل هوایی ناتمام در همین اتوبان و...

استاندار گیلان نه فقط پاسخگویی کاملی در این زمینه نداشت که در آنجا به گلایه از عدم توجه به طرح های تمام شده داشت.

وی در جلسه معارفه رئیس جدید سیمای استانی گیلان(موسوم به شبکه باران)ضمن انتقاد شدید به عملکرد مجریان این برنامه اعلام کرد که ادعا مطروحه از سوی این برنامه در مورد مسیر فرعی اتوبان قزوین-رشت کذب محض بوده(انگار تنها مشکل مربوطه منحصر به مورد مذکور بوده) و خواهان برخورد با دست اندرکاران این برنامه شد.وی مشکل پیش آمده را ناشی از اشتباه عمدی گزارشگر برنامه دانست و این در شرایطی است که وی خود را یکی از انتقادپذیرترین مسئولین میداند.

3)دیدار نخبگان با مسئولین بلندپایه کشوری که تحت نام هم اندیشی با نخبگان برگزار میشود حکایت جالبی دارد.هر نخبه که در مقام منتقد وارد میشود ابتدا مدت مدیدی را به مدح مسئول اجرایی میپردازد سپس عرق ریزان با خفیفترین لحن ممکن انتقاد میکند و در نهایت بار دیگر ضمن مدح مسئول اجرایی وی را به خاطر تحمل نقد او ستایش میکند.

انگار برای ما,انتقاد کردن بیشتر به صورت بالماسکه درآمده.تنها تظاهر به نقادی میکنیم تا اینگونه خود را تسلا دهیم که در جهت تائید خواست اکثریت عمل میکنیم اما همین که در میدان نقد واقعی وارد شدیم بیش از آنکه توان تحمل نقد را داشته باشیم میخواهیم مورد ستایش واقع شویم غافل از اینکه نقد پذیری صادقانه و اقرار به کمبودهای اجرایی نه فقط ارزش کرده های ما را کمرنگ نمیکند که بر ارزش آن میافزاید.

اما هنوز ما برای نقد شدن توان از خودگذشتگی کافی را نداریم والا این همه حمد وثنای پیش و بعد از نقد برای چیست؟

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/20ساعت 6:57 PM  توسط گیر دهنده 
 
  بالا