تبليغاتX
گیر دادنی ها - در احوال غیبت چند ماهه
 
گیر دادنی ها
 
 
جستاری در کمبودها
 

در مدتی که قریب به سه ماهی میشود در واقع دلایل زیادی برای عدم تداوم کار داشتم.از مشغله به امور تحصیلی که تا نیمه مرداد مرا سخت به خود مشغول کرد و ۱۵ روز پس از آن که به بطالت محض گذشت و توام شد با اوج دیدگاه نهیلیستی به وبلاگ نویسی و یک ماهیست هم که بیشتر میخوانم و نکته هایی را در کوشه ی کوچکی از دفترچه یادداشتم مینویسم.بیشتر احساس میکنم بجای حرفی برای گفتن حرفی برای خواندن دارم.بنابراین واقعا مشکله در چنین بحبوحه حس برهوت فرهنگی دست به قلم ببرم برای کنکاشی در تاریخ,سیاست،اقتصاد و هنر ...(خیلی ادبی شد!)

تازه میفهم نوشتن کار واقعا سختی است؛اگر مستند بنویسی و مولف باشی نه مترجم و مقلد،از روی تعهد بنویسی نه از تنفر  و شاید برای رفع مسئولیت.

چندی پیش فیلم کاپوتی(capote)رو دیدم.فیلمی که راجع به یکی از فیلمنامه نویسان شهیر آمریکا در دوره کلاسیک هالیوود(دهه ی 40 و 50) بود؛با بازی فیلیپ سیمور هافمن که برای بازی در این نقش برنده اسکار بهترین بازیگر مرد سال شد.

داستان به آخرین کتاب ترومن کاپوتی(در خون سرد) برمیگردد که در آن این فیلمنامه نویس جذب ماجرای قتل خانواده چهارنفره ای به دست دو جوان میشود.فیلم روایتی است از تلاشهای وی برای ارتباط با یکی از قاتلین که روحیه هنری داشت به نام پری و تلاش برای درک چرایی وقوع قتل توسط فردی با چنین روحیاتی هنرمندانه ای.

در یکی از سکانس ها پری به ترومن میگوید نوشته های تو مارو نجات میده.

ترومن : من هنوز چیزی ننوشته ام.

پری:چرا؟من و تو ساعتها حرف زدیم.

ترومن:چون هنوز در حال جمع آوری اطلاعاتم.

همه اینها رو گفتم تا به این نکته اشاره کنم که مسنتد نویسی و مستدل بودن متن وجه اعتبار آن است,بنابراین شاید دیگر سنت هر ماه یک مقاله رو کنار بذارم وبجاش تمام تمرکزم رو بذارم بر نوشتن مقاله به قیمت نوشتن یک مقاله در چند ماه و حتی سال.

                                           ............................................................

اینکه کاربری وبلاگ برای من در چیست یکی دیگه از مفاهیم فلسفی بود که مورد جدل قرار دادم.هنوز نتونستم برای وبلاگ کاربری معمولی که بیشتر به عنوان دفتر یادداشت روزانه(و حتی خاطراته) است قائل بشم.ترجیح میدم مکانی برای مقاله نویسی باشه.بویژه چیزهایی که ارزش خواندن به نظرم داره و برای پاره ای از ملاحضات غیر قابل انتشار است!

                                           .............................................................

مقاله ای در مورد چین دارم که در دو قسمت تو وبلاگ میذارم.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/30ساعت 5:0 AM  توسط گیر دهنده  | 
 
  بالا